پروپوزال

پروپوزال راحیل باغبان

By ۱۳۹۷-۰۸-۲۳ بدون نظر

به نام خدا

 

 راحیل باغبان

دانشجوی مستری ان ال پی

استاد مربوطه : پرفسور عمرائی

موضوع : 

بازی داستان و تمرینهای تجسمی

با رویکرد NLP برای کودکان در مواجه با مشکلات  

 

مقدمه

شاید بارها از کودکان خود  برای اقدام به یک عمل  سوالاتی از جنس اظطراب شنیده باشیم سوال ها ی ” اگر چه می شود “

” اگر این اتفاق بیفتد چه می شود ” ” اگر بروم واشتباه کنم چه”  “اگر موفق نشوم چه”  اگر این سوالها بسیار به ندرت پیش می آید که طبیعی است اما اگر این سوالها همیشگی باشد کودک از تفکر مظطرب به سمت تفکر منفی میرود که در آن حالت  برخلاف تفکر مظطرب که کودک به دنبال راه حلی برای دور زدن فجایع احتمالی بود دیگر پرسشی ندارد بلکه فقط نسبت به رویدادها به دنبال پاسخ است ، پاسخ هایی که دلنشین نیست. پاسخهایی شبیه این ” فایده ای ندارد می دانم نمی توانم انجامش دهم ” ، ” اگر دیگران توانسته اند آنها از من بهترو توانا ترند” یا ” همیشه اوضاع را خراب میکنم “

شیوه ی تفکری که دکتر تامار چنسکی  از آن به عنوان تفکر افسرده یاد کرده است .کودکی که ازنتوانستن کشیدن شکل یک گاو به این نتیجه میرسد که از نقاشی متنفرم نمی خواهم هیچ چیزی بکشم من نمیتوانم هیچ چیزی بکشم از خودم متنفرم  ، کودکی است با تفکر افسرده . هر چند که  نیم ساعت بعد با خوشحالی بر سر میز شام آماده میشود. اما روشن است که این کودکان دوره ی کار آموزی افسردگی را می گذرانند . چه می شود که مشکل کوچکی تا این حد بزرگ می شود آنها رویداد های منفی را همیشگی( نه گذرا) ، فرا گیر ( نه فقط در محدوده ای خاص بلکه در همه جا ) و شخصی ( همه اش تقصیر من است ) میبینند . دکتر سلیگمن پی برد که کودکان با بزرگ شدن ، این نگرش را پشت سر نمی گذرانند بلکه در واقع آن را ریشه می دوانند و روز به روز جنبه ها و رویداد های بیشتری از زندگی خود را به این ترتیب تعریف  می کنند . سر انجام، به علت به کار گیری این سه عنصر ( همیشگی ، فراگیر و شخصی) این عادت فکری برای کودکان چنان خود به خودی میشود که حتی کودکی که نمی خواهد به این روش فکر کند و از ته دل  به آنها معتقد نیست آنها را می پذیرد زیرا نخستین پاسخی است که بارها و بارها به ذهن او رسیده .

این پایان نامه به بازی ، تمرینهای تجسمی و داستانی کوتاه با رویکرد NLP می پردازد که برای والدین در حل مسائل کودکان بسیار کاربردی است ، از طریق این تمرینها کودکان  تفکر انعطاف پذیر ( رفرمینگ) ، مثبت نگری و شناخت تله های ذهنی  و باورهای محدود را یاد می گیرند .

توضیح تفکر منفی برای کودکان

در شروع گفتگو درباره ی تفکر منفی میتوانیم به کودک بگوییم  که وقتی اتفاقی – رویداد نا امید کننده یا بدی – می افتد درست مانند این است که در گودالی می افتیم و هرچه گودال بزرگ تر باشد ، برای بیرون آمدن از آن تلاش بیشتری لازم است باید تمام تلاش خود را به کار ببریم ، خسته می شویم اما خبر خوب این است که اندازه ی گودال را خودمان انتخاب می کنیم انچه سبب عمیق تر شدن گودال می شود داستانی است که درباره ی آن به خودمان می گوییم هرچه بیشتر بگوییم ” این کار نا ممکن است  ” یا “همیشه همین طور است ” گودال عمیق تر می شود اما اگر مشکل را مشخص کنیم و دلایل ایجاد آن مشکل را پیدا کنیم این افکار مانند نردبانی می شوند که می توانیم به کمک آن از گودال بیرون بیاییم و با کمک  تجسم  این مفهوم را برای کودک بیشتر قابل درک کنیم: از کودک می پرسیم این گو دالی  که الان در آن افتادی چقدر بزرگ است ؟ اندازه ای که چه حیوانی در ان جا بگیرد ..خیلی بزرگ انقدر که یک فیل در آن جا می گیرد یا متوسط به اندازه ی یک گاو.. یا کوچولو اندازه ی خرگوش ؟ از کودک می پرسیم دوست داری از گودالت بیای بیرون؟ برای اینکه از گودال بیرون بیای باید یک نردبان داشته باشی بیا نردبان بسازیم  ( نردبان : مشخص کردن مشکل ، دلایل ایجاد مشکل ، و را ه حل ها برای حل مشکل را شامل می شود) با بیان هر کدام از موارد بالا به کودک می گوییم که  نردبان تو داره بلند تر میشه و وقتی از این گودال بیای بیرون حال تو خیلی بهتر است.

بازی ” متاسفانه- خوشبختانه”

یک  وضعیت ناراحت کننده را تصور کنید ، یک نفر شرایط تاسف بار را می گوید و نفر روبرو یک وضعیت خوشایند در ادامه ی آن می گوید ( وضعیتی که  آن شرایط  بد نتیجه ی  خوبی را باعث شده است ) . مثلا تصور کن در ماشین هستی سی دی مورد علاقه ی توپخش نمی شود ….( متاسفانه سی دی من پخش نمی شود ) سپس نفر رو به رو یک خوشبختانه پیدا می کند ( اما خوشبختانه سی دی های دیگری داریم این طوری آهنگ های مورد علاقه ی بیشتری پیدا می کنیم  )  اما متاسفانه  هیچ کدام سی دی مورد علاقه ی من نیست ( خوشبختانه خودمان می توانیم آواز بخوانیم وباعث می شود آواز خواند نمان را بهتر کنیم) متاسفانه کولر ماشین هم خراب است ( خوشبختانه شیشه ها را می توانیم پایین بیاوریم و باعث می شود بهتر بیرون را ببینیم ) متاسفانه هوا گرم است ( خوشبختانه داغ نیست و آب هم داریم  قدرتمان را بالا میبریم  ) و به همین شکل بازی ادامه پیدا می کند تا یک نفر نتواند برای شرایط مثال بزند

تحلیل بازی : در  این بازی کودک از زاویه های مختلف به یک اتفاق نگاه میکند ( رفرمینگ)  میتواند نیت مثبت از یک رویداد به ظاهر بد درآورد  ( خوشبینی) و بدون اینکه بداند در حال پرورش تفکر انعطاف پذیر است  که یکی از اهداف علم NLP است.

بازی گاهی پاش

کودکانی که به تفکر منفی خو گرفته اند هر اتفاق ناگواری یا هیچ چیز است یا  همه چیز واژگانی مثل  شاید ، گاهی ، همین الان و موقتی در ذهن انها یافت نمی شود مانند ” گاهی دوستانم با من بازی می کنند” معمولا صحبت آنها اینگونه است که بچه ها “اصلا “با من بازی نمی کنند  برای این مورد بازی” گاهی پاش “کمک کننده است

هنگامی که کودک از کلمات تعمیمی مثل هیچ وقت ، همیشه، اصلا، و…. استفاده میکند به کودک می گوییم می خواهیم چیزی مثل نمک پاش  را در ذهن تصور کنیم ، وسیله ای شبیه نمک پاش به نام ” گاهی پاش”. در جمله ای مثل دوستانم اصلا با من مهربان نیستند  از او می خواهیم گاهی پاش را خوب تکان دهد و بر اوضاع بپاشد و سپس گاهی هایی را که در امده حساب کند  از قبل به او میگوییم اگر بتواند از گاهی پاش بیشتر از سه مورد درآورد جایزه می برد… مانند گاهی به من شکلات میدهند  ، گاهی از من میخواهند که با آنها بازی کنم ، گاهی وسایلشان را به من قرض می دهند. اگر در اتاق کودک تصویری از یک گاهی پاش بگذاریم  ناخوداگاه بیشتر میتواند  استفاده از گاهی پاش  را به یاد بسپارد.

هدف این بازی شکستن باورغلط  و آموزش فراگیر ندیدن مشکلات است .

خرس خوشحال و سگ غرغرو

برای تشخیص تفکر منفی از یک تفکر دقیق تر راه بسیار خوبی است . می توانیم به کودک بگوییم که  تصورکن در ذهن تو خرسی مهربان و خوشحال و سگی ناراحت و  غرغرو زندگی می کنند و هروقت اتفاقی برای تو می افتد این دو در مورد وضعیت با هم صحبت می کنند مثلا  ظرف شکسته شده ( چالش تفکر منفی و مثبت )  از کودک می پرسیم وقتی ظرف از دستت افتاد و شکست سگ غرغروی ناراحت چی میگفت ؟ چرا یاد نمی گیری مواظب باشی …. خرس خوشحال مهربون چی میگه؟ اشکال نداره  عزیزم دفعه ی بد بیشتر مواظب باش  خب بعد سگ غرغروی ناراحت چی گفت؟

این گفتگو را تا برتری خرس ادامه میدهیم و از خرس خوشحال مهربان می خواهیم که به سگ غرغرو یاد بدهد که نتیجه گیری سریع خوب نیست . برای بعضی مو قعیتها فقط نگاه از زاویه ی دید خرس  و سگ  کافی است .

هدف از این بازی تشخیص تفکر منفی ( کمرنگ کردن خاطره ی بد در ناخود آگاه) ، نتیجه گیری صحیح  و در نهایت دوست داشتن خود  است

قصه ی  بادامی

سنجابی بود به اسم بادامی، یک روز بادامی غمگین بود . می دانی چرا؟ در جمع آوری فندق مشکل پیدا کرده بود یعنی واقعا او فندق ها را خوب جمع می کرد اما  دوستانش راه راه و تیز پا فندق های بیشتری جمع کرده بودند آنها بیست دامه فندق داشتند اما بادامی فقط ده فندق داشت . به نظر تو بادامی چه احساسی داشت ؟ ” غم” ..او احساس غم میکرد بادامی فندق های بیشتری می خواست اما می دانی به چه فکر می کرد او به خودش می گفت تو سنجاب بی عرضه ای هستی نمی توانی فندق پیدا کنی . هیچ وقت نمی توانی اندازه ی راه راه و تیرپا دانه پیدا کنی.

فکر میکنی هر چه بادامی بیشتر به اقا غرغروی ذهنش گوش ی داد چه اتفاقی می افتاد چه احساسی پیدا می کرد؟ درسته غمگین تر میشد  . بیچاره بادامی آنقدر غمگین شد که دیگر دنبال فندق نگشت . زمستان رسید و اوگرسنه ماند .

جغد دانا که دوست بادامی بود به او گفت : بادامی اگر اقای غرغرو در ذهن تو آن حرفها را زد آقای باهوش با تو  چه حرفی دارد  ؟ در ذهنت برو و منتظر حرفهای آقای باهوش بمان .

بادامی از اقای باهوش ذهنش خواست تا به او کمک کند و بعد خوب به ذهنش گوش داد  ، اقای باهوش ذهنش  گفت بادامی تو سنجاب باهوشی هستی . نگران دوستانت نباش . تو خودت همه ی آن فندق ها را پیدا کردی پس دوباره هم می توانی . چطور این کار را کردی؟ بادامی فکر کرد و گفت از دماغ سنجابیم استفاده کردم  آقای باهوش گفت پس دوباره هم می تونی بو بکشی و دانه های بیشتری پیدا کنی ؟  وقتی بادامی به حرفهای آقای باهوش ذهنش گوش داد حالش بهتر شد و هروقت آقای غرغرو سعی می کرد دوباره  در ذهن بادامی صحبت کند می دانی باددامی به او چه می گفت ” خداحافظ . من به حرفهای تو گوش نمی دهم من می توانم فندق  جمع کنم ! ” شرط می بندم بادامی آن زمستان اصلا گرسنه نماند چون همیشه به حرفهای آقای باهوش ذهنش گوش می داد.

تحلیل داستان

داستان سنجابی به نام بادامی،  قصه ی زندگی ما انسانهاست در این داستان کوتاه و پر معنی  اثر باورهای منفی و محدویت های ذهنی  و اثر بد آسو شدن با مشکلات را می بینیم  که چگونه شجاعت اقدام را از ما می گیرد .

بادامی سنجابی است که از دوستانش فندق های کمتری جمع کرده و به همین دلیل احساس ناتوانی و ناراحتی میکند او آنقدر با این مساله آسو شده که  قدرت تشخیص مساله  از دیگر توانایی هایش را ندارد ونمی تواند ناتوانی اش را در جمع کردن فندق به کل شخصیت خود تعمیم ندهد . ضمیر ناخودآگاهش با باورهای منفی و محدودیت هایی که برای او ایجاد کرده با افکاری مثل تو سنجاب بی عرضه ای هستی نمی توانی فندق پیدا کنی . هیچ وقت نمی توانی اندازه ی راه راه و تیرپا دانه پیدا کنی. شجاعت اقدام و جمع آوری دوباره ی فندق را از او می گیرد .

اما زمانی که سر و کله ی جغد دانا پیدا میشود و به او میگوید که اگر در ذهن تو آقای غرغرویی هست پس حتما آقای باهوشی هم هست و زیرکانه توجه او را به سمت دیدن نقاط مثبت خودش می برد  . آقای باهوش با چند سوال باورهای محدود بادامی را نسبت به خودش می شکند .

و در پایان داستان با بیان این جمله ” هروقت آقای غرغرو سعی می کرد دوباره  در ذهن بادامی صحبت کند می دانی بادامی به او چه می گفت ” خداحافظ . من به حرفهای تو گوش نمی دهم من می توانم فندق  جمع کنم ! ” نشان میدهد که افکارمنفی  دوباره هم در ذهن بادامی می آمدند اما عبارت تاکیدی ” من میتوانم ”  به او جرات مندی می داد.

در طول داستان با سوالهایی از قبیل ” فکر میکنی هر چه بادامی بیشتر به اقا غرغروی ذهنش گوش می داد چه اتفاقی می افتاد چه احساسی پیدا می کرد؟” یا بادامی چه احساسی داشت وقتی که……… با ظرافت  بسیار و غیر مستقیم  کودک را به  این نتیجه سوق میدهد که نتیجه ی گوش دادن به افکار منفی احساس ناراحتی و ناتوانی است.

نتیجه گیری:

سفری که هزارا یاخته ی عصبی ( نورون) را درگیر می کند با یک جابه جایی آغاز میشود . این شناخت که مقصد دیگری وجود دارد ما را به کنکاش و ارزیابی مسیر دیگر کنجکاو می کند . اگر می خواهیم فرزندانمان در برابر مشکلات استقامت به خرج دهند باید به آنها کمک کنیم تا حل مشکل برای آنها جذاب تر باشد   آموزش نگاه از زوایای مختلف به یک مسئله یا همان رفرمینگ ، توانایی  تشخیص صدای مغز منفی، پرورش ذهن دو مسیره   از طریق بازی و داستان به کودکان ، امید نسلی مثبت اندیش شاد و با آرامش بیشتر را به  ارمغان می آورد به امید روزی که کودکان ایران زمینم بتوانند  توانایی های خود را حتی  از هزارتوی  بن بست های تفکر منفی ببینند.

مراجع :

کتاب نجات فرزند از تفکر منفی   از دکتر تامار چنسکی       مترجم : فرتاز فرود

کتاب کلید های پرورش تفکر در کودکان       دکتر میرنا بی. شور      مترجم : فرناز فرود

 

                                                                                                                              دوستدارشما:راحیل

                                                                                                                                            بهار ۹۶

Leave a Reply

بیست + شش =