پروپوزال

پروپوزال عباس جهرمیان

By ۱۳۹۷-۱۰-۱۳ بدون نظر

آکادمی بین ­المللی ان ال پی

پروپوزال برای دریافت درجه مستری

عنوان:

تاثیر آراستگی ظاهری بر شخصیت و ایجاد ارتباط موثر (با تکیه بر علم NLP)

 

 

استاد:

پروفسور رضا عمرائی

 

 

نگارنده:

عباس جهرمیان

 

 

بهار ۱۳۹۷

۱-مقدمه

یکی از مهمترین شئون زندگی انسان، منزلت اجتماعی اوست که با عوامل مختلفی از جمله چگونگی حضور در جامعه خصوصاً از لحاظ ظاهری و نوع پوشش در ارتباط است. انسان­ها در پناه محافظ احساس آرامش می­کنند و هرچه محافظ و پوشش کامل­تر شود، درصد امنیت و حفاظت نیز بالاتر می­رود. “پوشش” از نظر لغوی به معنای پوشاندن چیزی است و اصولاً هرچیز که روی چیز دیگر را پوشانده “پوشاک” می­باشد. “لباس” از ریشه “لبس” به معنای پوشاننده است. پدیده پوشش، ارتباط مستقیم با ویژگی­های مختلف فردی و اجتماعی انسان دارد و از دیدگاه های مختلف، از قبیل روانشناسی، اخلاق، اقتصاد، جامعه شناسی، مذهب، قانون، تاریخ و جغرافیا قابل بررسی است. منشأ اصلی پیدایش لباس، پاسخگویی به سه نیاز اصلی آدمی یعنی: ۱-حفاظت از سرما و گرما، ۲-حفظ عفت و شرم و ۳-آراستگی و زیبایی و وقار بوده است. که در هر جامعه­ای نوع و کیفیت لباس بسته به جهان­بینی و فرهنگ آن جامعه متفاوت بوده است.

۲-بیان مسئله

انسان بسته به اینکه برای جهان چه معنایی قائل باشد، خود را چگونه موجودی شناسد، چه سرنوشتی برای خود تصور کند و سعادت خود را در چه بداند لباس پوشیدنش تفاوت می­کند. انسان به وسیله لباس به خود آراستگی و زیباییی می­بخشد. خودآرایی و زینت دادن نه تنها آثار مثبت روحی و روانی در دیگران داشته و موجبات ارضاء روحی آن­ها را فراهم آورد، بلکه اثرات روانی مثبتی نیز در خود فرد دارد. بنابراین نه تنها کیفیت لباس پوشیدن حاکی از شخصیت انسان است بلکه در شکل­گیری و تحول او نقش دارد. از طرفی دیگر در علمی به نام اینفوگرافی[۱] یا همان “تصویر اطلاعاتی” گفته می­شود که یک تصویر معادل با یک مقاله هزار یا دو هزار کلمه­ای می­باشد که حجم قابل توجهی از اطلاعات را در کوتاه­ترین زمان به بیننده خود منتقل می­کند. در نتیجه ظاهر انسان در نگاه اول یک تصویر می­باشد که در زمانی معادل چند ثانیه حجم قابل توجهی از اطلاعات را درباره آن شخص به مخاطب و بیننده منتقل می­کند.

اگر به آدم­های گوناگون که از کنار شما در خیابان عبور می­کنند توجه کنید، افراد با کت و شلوار، پیراهن آستین کوتاه، چادر و روسری، کفش کتانی، در حال جویدن آدامس، با لباس تعمیرکاری یا اتوکشیده، کرواتی و ادکلان زده، چهره زمخت با سبیل یا بدون سبیل، با وقار و آرام، لباس تنگ و کوتاه یا گشاد و غیره.

  • به راستی درباره هر یک از این افراد چه برداشتی می­کنید؟
  • در حقیقت لباس چه تأثیری بر زیبایی انسان می­گذارد؟
  • آیا چگونگی پوشیدن لباس بر شخصیت انسان تأثیر می­گذارد؟
  • تأثیر لباس در فروش و کسب و کار چیست؟
  • آیا به درستی لباس ما بر روی ارتباطات ما تأثیر می­گذارد؟
  • آیا ژولیدگی ظاهر، برافروختگی چهره و یا وقار، طمئنینه ظاهر و آراستگی آن، در نوع شخصیت آدمی تأثیرگذار است؟
  • آیا از طریق ظاهر افراد می­شود به شخصیت و باطن افراد پی برد؟

این­ها سوالات اصلی هستند که درباره موضوع آراستگی ظاهری و تأثیر آن بر شخصیت و ارتباطات انسانی مطرح می­شود و در این تحقیق سعی بر بررسی و پاسخگویی به این سوالات شده است.

۳-ارتباط پوشش و شخصیت آدمی   

در همه جوامع تغییر، تحول و نوآوری همواره امری پسندیده و واپس­گرایی، کهنه­گرایی و رکود امری ناپسند است، و آراستگی ظاهری روزانه، تغییر سبک مو، ظاهر و اتوی لباس­ها، پیرایش موها در حد اعتدال، بهره­گیری از رنگ­های جدید، نو و شاد و به طور کلی آراستگی خود و محیط زندگی و کاری، حکایت از برخورداری فرد از انضباط درونی، غریزه فطری، وقار، شادابی و خوش­سلیقگی او دارد. از سوی دیگر آشفتگی، ژولیدگی، بی­نظمی و… نشان از انزواگذینی و رکود فرد دارد.

۳-۱-برخی از موارد برجسته ارتباط پوشش و شخصیت آدمی

  • آراستگی ظاهری و خودآرایی فرد، نقش بسزایی در جاذبه ظاهری او داشته و او را از شخصیتی با ثبات و باوقار برخوردار می­کند.
  • همواره ظاهر آدمی تا حدود زیادی برگرفته و حاکی از باطن او دارد. ظاهر جذاب، شیک و آراسته می­تواند حکایت از درونی آرام، منظم و فاقد هرگونه آشفتگی باشد.
  • اگر خودآرایی و آراستگی ظاهری، توام با رسیدگی باطنی فرد باشد و فرد همزمان با آراستگی ظاهری، اصلاح و آراستگی درونی را آغاز کند، این امر موجب تعادل شخصیت آدمی می­شود و موجب نفوذ فرد در دل دیگران می­شود. به عبارتی محبوبیت و نفوذ در دل و جذابیت ظاهری، ناشی از آراستگی درونی و تهذیب نفس است.

۳-۲-ظاهر، دریچه­ای برای شناخت باطن

همانطور که گفتیم در اکثر موارد شخصیت ظاهری انسان متأثر از باطن و بر اساس درون و طرز فکر او بروز می­نماید. آدمی آنچه که خوب و زیبا می­پندارد را می­پوشد و ظاهر خود را آنگونه که زیبا تشخیص می­دهد می­آراید. در واقع ظاهر شما و آنچه می­پوشید نشان دهنده اندیشه و آنچه خوب می­پندارید است.

یقیناً شما خود هر لباسی را نمی­پوشید و چهره خودتان را به هر چیزی شبیه نمی­سازید، بلکه به گونه­ای ظاهر می­شوید که زیبا و شایسته خود می­دانید، یعنی ظاهر شما طبق فکرتان نمودار می­گردد. از طرفی گاهی نیز کسی به صورت عمد یا مصلحتی که خودش می­داند، شخصیت حقیقی خودش را مخفی می­کند و با تغییر چهره و گرفتن تیپ خاصی، خودش را به صورت شخصیت دیگری در می­آورد که این کاملا استثناء می­باشد و عمر طولانی ندارد. به همین علت یک معیار شایع برای برداشت درباره ایمان، اعتقاد و شخصیت انسان­ها، همانا توجه به وضعیت ظاهری و تحلیل اعمال و رفتار ظاهری آن­هاست.

تأثیر لباس پوشیدن بر شخصیت غیرقابل کتمان است. این در حالی است که مرز باریکی در این میان وجود دارد. لباس زیبا نشان آدمیت نیست! اما از سویی دیگر تیپ و رنگ لباس­های ما تا حدود زیادی نشان­دهنده شخصیت ماست و در ارتباط و شناخت اولیه معرف کارت شخصی و اطلاعات اولیه شخصی ماست.

افراد در برخورد اول با شخصیت ما آشنایی ندارند، به همین دلیل برای مرحله­بندی شناخت و پیدا کردن لحن مناسب گفتگو با ما، مجبور به برداشت از سطحیات هستند. این خود ما هستیم که به افراد اجازه می­دهیم که چگونه ما را برداشت کنند. نکته مهم در این بحث این است که ما در مورد برند و قیمت لباس صحبت نمی­کنیم، بلکه موضوع اصلی در میان رنگ، مدل، تمیزی و عطر لباس ماست. یک لباس فاخر و گران قیمت اگر مناسب سن و جایگاه اجتماعی ما در محفلی خاص نباشد، یا کثیف و بویی زننده داشته باشد، موجب دور شدن افراد از ما می­شود. این در حالیست که یک لباس معمولی و مناسب، در صورت تمیز و آراسته بودن، می­تواند تأثیر بسزایی در نحوه تفکر افراد درباره ما داشته باشد.

۳-۳-ضرورت وجود طراح لباس در فیلم­ها و نمایش­ها

تا کنون به علت لزوم وجود یک طراح لباس در یک فیلم یا نمایش فکر کرده­اید؟

دقیقاً بحث ارتباط سریع بینایی، دلیل ضروری بودن یک طراح لباس خبره در نمایش­ها و فیلم­هاست. بیننده نمی­تواند یک شناخت طولانی از بازیگری که در نقش­های دیگر هم دیده، داشته باشد. بنابراین با لباس و ظاهری که برای نقشی خاص طراحی می­شود، می­تواند با شخصیت بازیگر در آن نقش بخصوص به سرعت ارتباط برقرار کند. به عبارتی طراح لباس به وسیله کاراکترسازی و طراحی هدفمند لباس برای آن نقش، در طی چند ثانیه پس از ورود نقش به صحنه، تا حدود زیادی برای ما مشخص می­کند که شخص چه نقشی و چه شخصیتی را در فیلم یا نمایش ایفا خواهد کرد. در واقع فارغ از نکات انحرافی فیلم و احتمال تغییر جایگاه نقش در فیلم، ظاهر آن شخص اطلاعات درست و سریعی درباره ویژگی­های شخصیتی آن کاراکتر به ما می­دهد، که در ادامه در مورد آن ویژگی­ها صحبت خواهیم کرد.

۳-۴-برخی از ویژگی­های شخصیتی که با نگاه به ظاهر ما مشخص می­شوند.

میزان هوش، گرایشات، علایق، تمایل به کسب تجربیات جدید، میزان آسیب­پذیری، میزان تهاجمی بودن، میزان برون­گرایی، میزان شایستگی و رهبری، میزان مذهبی بودن و میزان خود شیفته بودن.

۳-۵-برخی از تیپ­های شخصیتی بر اساس نوع لباس پوشیدن

۳-۵-۱-شخصیت شلخته

کسی که لباس نامرتب، بدون اتو و بدون هارمونی رنگ می­پوشد، به جهان اطراف این پیغام را می­دهد که نمی­توان به وی اعتماد کرد.

۳-۵-۲-شخصیت به دنبال مد

این گونه افراد برای ابراز وجود خود، تنها به دنبال مد و برندها هستند. این افراد نیز در طولانی مدت نمی­توانند افراد قابل اعتمادی باشند. در زندگی مسائل مهم­تر از مارک و مد لباس هم وجود دارد که می­تواند با یک لباس آراسته به نتیجه مطلوب رسید.

۳-۵-۳-شخصیت­های خسیس و دست و دلباز

بدون در نظر گرفتن مرزها و سبک­های مد، در یک دید کلی، افرادی که لباس­های تنگ و کوتاه­تر می­پوشند، غالباً افرادی خسیس هستند. برعکس اگر فردی در شرایط مساوی، لباس­های گشاد و بلند را برمی­گذیند، فردی گشاده دست­تر است.

۳-۵-۴-شخصیت ورزشکار

استفاده ار لباس­ها و کفش­های ورزشی به دیگران نشان می­دهد که شما ورزشکار هستید و از بدن خود مراقبت می­کنید یا دسته کم دارای روحیه ورزشی هستید.

۳-۵-۵-شخصیت رسمی

افرادی که در بیرون از خانه هرگز لباسی به جز رسمی نمی­پوشند، در طی زمان در نظر دیگران انسانی یک بعدی یا فاقد خلاقیت به نظر می­آیند.

۳-۵-۶-شخصیت نمایشی

شخصیت­های نمایشی، از رنگ­ها و مدل­های خلاف هنجارها استفاده می­کنند. اینگونه افراد برای نشان دادن خود به هر دستاویزی متصل می­شوند.

۳-۵-۷-شخصیت پیرو و همرنگ جماعت

افرادی که غالب رنگ­های محبوب جامعه را انتخاب می­کنند و هنگام انتخاب لباس علایق خود را در زیر چتر هنجارهای جامعه پنهان می­کنند، شخصیت­های پیرو جماعت می­نامند.

۳-۶-تاثیر رنگ لباس در ارتباطات انسانی

رنگ عاملی است نیرومند که می‌تواند احساسات و درونیات ما را تحریک کند یا تسکین بخشد، به هیجان آورد و آرامش بخشد. احساسی از گرمی و سردی، شادی وغم، سرعت و سکوت ایجاد کند، درست مانند موسیقی که می‌تواند در لحظاتی خوشایند و در لحظاتی هم ناخوشایند باشد. همه رنگ‌ها با ما سخن می‌گویند، لبخند می‌زنند، ما را در خود فرو می‌برند و تاثیرات گوناگون می‌گذارند، همان‌گونه که اصوات چنین‌اند.

در طول قرن‌ها، رنگ برای اشخاص مختلف معانی متفاوتی داشته است. رنگ برای سنت آگوستین انعکاس افلاطونی خدا بود، برای ایزاک نیوتن انرژی نوری و برای واسیلی کاندینسکی، یک شیوه بیان روح. برای اثبات اهمیت رنگ‌ها، توضیح چندانی لازم نیست. رنگ‌ها در ذات وجودی مخلوقات قرار گرفته‌اند و جدایی‌ناپذیرند. همان‌گونه که نمی‌توان جنسیت را از اشیا گرفت، رنگ را نمی‌توان از آن جدا کرد.

امروزه ثابت شده است رنگ‌ها به راحتی روی سیستم عصبی، قدرت بینایی، سیستم گوارش، حالات‌
روحی روانی افراد و اخلاق فردی آن­ها تاثیر می‌گذارند، بنابراین برای استفاده مفید از رنگ لازم است اثر روان‌شناختی آن را که می‌تواند در انتخاب دکوراسیون، لباس، محیط و… وارد عمل شود، درک کنیم. گاه به کارگیری کاملاً ناشیانه رنگ به وسیله افراد، تاثیرات منفی برخی مذاهب و فرهنگ‌ها، خلق وخوی فردی افراد و وضع برخی قوانین، عدم تنوع و یکنواختی در به کارگیری بعضی رنگ‌ها، کاربرد رنگ را بخصوص در پوشش‌های فردی با اشکالات بزرگ و قابل‌ توجهی روبه‌رو کرده است که در دراز مدت تاثیرات مخرب آن آشکارا به چشم می‌خورد.

انتخاب رنگ در لباس در ارتباطات میان فردی اهمیت ویژه‌ای دارد،‌ چرا که لباس افراد اگرچه شأن و شخصیت افراد را شکل نمی‌دهد، اما اغلب پایه‌ای برای قضاوت اولیه در مورد افراد است و تاثیر شگرفی بر قضاوت‌های دیگران نسبت به آن­ها می‌گذارد. تحقیقات نشان داده اگر شما لباس مرتبط با پایگاه اجتماعی بالایی را در برداشته باشید و هیچ کس شما را نشناسد، درعبور از عرض یک خیابان شلوغ بیشتر از کسی که لباس مربوط به پایگاه اجتماعی پایینی را در بر دارد،‌ مورد توجه خواهید بود و آسان‌تر به شما راه خواهند داد. اصولا لباس، علاوه بر محافظت انسان‌‌ها از سرما و گرما، وسیله‌ای برای ارتباطات غیر کلامی است و به تنهایی قادر است حداقل ۱۰ پیام اساسی را به دیگران منتقل کند:

  • سطح اقتصادی
  • سطح تحصیلی
  • اعتباراجتماعی
  • وضعیت اجتماعی
  • سطح پیچیدگی
  • زمینه اقتصادی
  • زمینه اجتماعی
  • زمینه تحصیلی
  • سطح موفقیت
  • ویژگی‌های اخلاقی‌

استفاده دراز مدت افراد از لباس‌هایی به رنگ‌های سیاه، خاکستری، قهوه‌ای و سورمه‌ای بسیار نامناسب است، چرا که این رنگ‌ها با گذشت زمان کسالت‌های روحی و روانی با خود به همراه دارد یا آن­ها را به نوعی تقویت خواهد کرد؛ به عنوان مثال اگر چه رنگ سیاه در دنیای مد ولباس اهمیت خاصی دارد و معانی گوناگونی را انتقال می‌دهد، اما گروه کثیری از مردم از رنگ سیاه متنفرند، چرا که سیاه، رنگ مرگ است و بیشتر در فرهنگ‌ها در مراسم عزاداری به کار برده می‌شود. اگر چه جنبه مثبت سیاه آن است که نشانه دانش و آگاهی است، اما در بروز و تشدید حالت افسردگی و غم دخالت دارد و افرادی که علاقه‌مند به استفاده از رنگ سیاه هستند، تمایل دارند سرشت واقعی خود را پنهان کنند و اسرارآمیز به نظر برسند. همین‌طورافرادی که مکرر لباس‌های خاکستری می‌پوشند، این‌طور القاء می‌کنند که وضعیت سختی دارند یا نشان دهنده این است که خود زیر فشار دنیای خارج له شده و محتاج اندکی آرامش برای تجدید قواست. اگر چه جنبه مثبت خاکستری این است که عقل و تدبیر را نشان می‌دهد، زیرا تداعی‌کننده قشر خاکستری مغز است.

در طول قرن‌ها، نقاشان در آثارشان از قهوه‌ای برای رساندن مفهوم غم استفاده کرده‌اند. در زبان فرانسوی «brun» به معنی اندوه، کسالت و غم است و کسانی که قهوه‌ای را دوست دارند و به طور دائم از این رنگ در لباس خود استفاده می‌کنند، افراد بدون تخیل، کسل‌کننده ‌و بیش از حد تابع اطرافیان هستند، ولی در عوض این رنگ قدرت تمرکز را بخصوص در دانش‌آموزان و دانشجویان افزایش می‌‌دهد.

امروزه در ارتباطات میان فردی، مردم بیش از آن که به حرف‌های شما توجه داشته باشند، به لباسی که پوشیده‌اید و به وضعیت ظاهری شما توجه دارند، بنابراین رنگ‌ها می‌توانند همچون مهمانی ناخوانده بر روابط شما با دیگران تاثیر بگذارند. بی‌شک بیش از این که تنوع رنگ‌ها برای شما موثر باشد، در جذب مخاطبان شما موثر خواهد بود. اگر محدودیت استفاده رنگ‌ها از فرهنگ اجتماعی کمی دور می‌شد، رنگ چه معجزه‌ها که نمی‌کرد، چون اگر رنگ‌ها و تنوع آن­ها مهم نبودند، زیباترین نمادهای آفرینش یعنی آسمان و زمین، گل‌ها و درختان، دریاها، اقیانوس‌ها و… با این همه تنوع رنگ آفریده نمی‌شدند. تنوع در لباس‌ها در هر سنی که هستید، در اولین برخورد شما با مخاطبانتان بویژه آن­ها که همیشه شما را می‌بینند، لبخندی نرم و پرنشاط ایجاد می‌کند که این خالی از لطف نیست.

استفاده از رنگ‌های گرم و پرنشاط (سبزروشن، زرد، قرمزهای مختلف و نارنجی)‌ و امثال این­ها سن افراد را کمتر نشان می‌دهد و در آن­ها نشاط و خنده‌رویی بیشتری ایجاد می‌کند، ولی رنگ‌های سیاه، قهوه‌ای، خاکستری، بنفش کدر و آبی‌های تیره می‌توانند در ایجاد یک صورت و شخصیت کاملا رسمی با قدرت اراده بالا موثر بوده و سن افراد را بیش از آنچه هست، نشان می‌دهد. رنگ‌های زرد، صورتی، یاسی، گل‌بهی و امثالهم در خلق و پیدایش صورت و اندامی جوان، شخصیتی پرانرژی و مهربان و قابل نفوذ موثرخواهد بود. در حقیقت رنگ‌های سرد و کدر فشار خون را پایین می‌آورد و نشاط را از دیدگان دور می‌کند. استفاده از رنگ‌های شفاف و روشن باعث افزایش روحیه و ایجاد حالت شادابی می‌شود. همچنین رنگ‌های گرم در بالا بردن احساس نشاط و هیجان، تقویت و قدرت حافظه و بینایی و گرمای بیشتر بدن موثر است. بر این اساس می‌توان گفت شناخت و استفاده درست از رنگ‌ها بخصوص در لباس افراد می‌تواند نقش موثری در برقراری یک ارتباط موثر و سازنده با مخاطب داشته باشند؛ مثلا افرادی که به کرات لباس‌های آبی تیره می‌پوشند در برقراری ارتباط واقعی با دیگران مشکل دارند و بی‌دلیل مضطرب می‌شوند، چرا که آبی تیره توانایی اعتماد کردن به دیگران را از میان می‌برد. چنین فردی با تمرکز شدید روی عقل و منطق ممکن است تماس خود را با احساساتش از دست بدهد. پوشیدن لباس‌هایی به رنگ آبی تیره نشان‌دهنده شخصی است که بیش از حد استرس دارد و مشکلات ذهنش را مشغول کرده است. اگر رنگ غالب پوشاک شما آبی است (بخصوص درمورد آقایان)‌ لازم است احساسات منفی خود را بتدریج و به آرامی تخلیه کنید تا مبادا یک دفعه خشمگین شوید و در نتیجه کنترل خود را از دست بدهید. آبی در بسیاری از اصطلاحات کلامی امروزه آورده می‌شود که معروف‌ترین آن Feeling Blue است، یعنی افسردگی احساس کردن یا دقیق‌تر از آن، سرخوردگی روحی احساس کردن. در گذشته اصطلاح blue-Stocking ، اصطلاحی ضد زن بود و برای مسخره کردن زنان تحصیل کرده به کار می‌رفت و به زنی اطلاق می‌شد که تحصیلات دانشگاهی داشت، زیرا به نظر مخالفان چنین زنی، زنانگی خود را نادیده می‌گرفت تا درس بخواند، چرا که در آن زمان زن بودن و داشتن هوش آکادمیک با یکدیگر سنخیت نداشتند.

۴-تأثیر آراستگی ظاهری در فروش و کسب و کار

بازاریابی و فروش تلفیقی از علم و هنر است. یادگیری اصول و قواعد بازاریابی بخشی از علم بازاریابی می‌باشد که با شرکت در دوره‌های بازاریابی و فروش، خواندن کتاب‌ها و مجلات و تماشای فیلم‌های آموزشی محقق می‌شود. اما از سوی دیگر بازاریابی یک هنر است و فارغ از تمام اصول و قوانین، بازاریاب باید یک هنرمند باشد تا بتواند نیاز مشتری را به درستی تشخیص داده و با محصول و یا خدمت خود در جهت رفع آن گام بردارد و موجبات خشنودی مشتری را فراهم آورد. هنرمند بودن بازاریاب مسئولیت او را حساس‌تر می‌کند زیرا وی باید به ظرایفی توجه کند که تنها چشمان تیزبین یک هنرمند قادر به مشاهده و درک آن­ها است.

یکی از مقولات بسیار مهمی که نقش غیر قابل انکاری در موفقیت شغلی بازاریابان و فروشندگان دارد، نحوه‌ی لباس پوشیدن آن­ها است. شخصاً بازاریابان، فروشنده‌ها و ویزیتورهای زیادی را دیده‌ام که آنقدر تمرکز خود را روی فروش محصول و یا خدمت خود می‌گذارند که از ظاهر خود و لباسی که به تن دارند، غافل می‌شوند و این نکته به شدت روی برداشت مشتری از آن­ها تأثیر منفی می‌گذارد.

ذکر این نکته را لازم می‌دانم که منظور من از تأثیر لباس بر موفقیت بازاریاب یا فروشنده، به تن کردن لباس‌های گران‌قیمت نیست بلکه درست لباس پوشیدن و آراستگی در پوشش متناسب با بازار هدف است که می‌تواند علاوه بر موفقیت حرفه‌ای، حس احترام مشتری برای بازاریاب را نیز به دنبال داشته باشد. در ادامه به سه تأثیر مهم لباس پوشیدن بر دستیابی به اهداف بازاریابی و فروش اشاره شده است:

۴-۱- تأثیر آراستگی در پوشش در بالا بردن اعتماد به نفس

پوشیدن لباس مناسب و آراسته به دو طریق باعث افزایش اعتماد به نفس افراد می‌شود. اول اینکه اگر لباس خوب بپوشید، احساس خوبی خواهید داشت و این زمینه‌ساز اعتماد به نفس است. دوم اینکه این کار باعث می‌شود که از دید دیگران فرد با اعتمادبه‌نفسی به نظر آیید و این امر برای شما اقتدار، احترام، اعتماد و ستایش به ارمغان می‌آورد.

۴-۲-تأثیر اولیه بیشترین دوام را دارد

این نکته به خصوص در زمانی که کار جدیدی را شروع می‌کنید، اهمیت دارد. باید بدانید که تأثیر اولیه از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. ظاهر شما یکی از عواملی است که افراد بر اساس آن در مورد شما قضاوت می‌کنند و دیدگاه آن­ها در مورد شما شکل پیدا می‌کند. برای مثال مدیران فروش حرفه‌ای در جذب فروشنده و ویزیتور حتما به کفشی که او پوشیده است توجه می‌ کنند، که چقدر این کفش با آن شغل تناسب دارد.

۴-۳-لباس آراسته به شما اعتبار می‌بخشد

لباس پوشیدن مانند مدیران ارشد برای شما اعتبار به ارمغان می‌آورد.

یکی از باورهایی که در مورد نقش لباس در موفقیت وجود دارد، این است که باید همیشه کت و شلوار شیک و گران‌قیمت پوشید. این موضوع درست نیست. اگر کار شما به گونه‌ای است که باید لباس غیررسمی بپوشید، باز هم می‌توانید از لباس به عنوان ابزاری برای افزایش درآمد و ارتقای شغلی خود استفاده کنید. در این شرایط می‌توانید روی لباس غیررسمی خود کت و شلوار بپوشید. این کار باعث می‌شود که هم خودتان احساس خوبی داشته باشید و مشتریان و همکاران شما نیز احساس می‌کنند کسی که با او کار می‌کنند، اعتماد به نفس بالایی دارد. آیا تنها با لباس غیررسمی می‌توانید چنین اثری را ایجاد کنید؟

بازاریابی و برندسازی شخصی با استفاده از لباس بدین معنی نیست که باید برای خرید لباس‌های جدید پول زیادی خرج کنید. نکته‌ی مهم این است که توجه داشته باشید برای ارتقای شرایط کاری خود به چه لباس‌هایی احتیاج دارید؛ در واقع به دنبال لباس‌های مناسب شرایط خود باشید نه الزاماً لباس‌های گران‌قیمت. حتی می‌توانید با خریدن یک جفت کفش جدید به هدف خود دست یابید.

در شرایط برابر، کسانی که ظاهر بهتری دارند از شانس بالاتری برای ارتقای شغلی و افزایش درآمد خود برخوردار هستند. ممکن است منصفانه به نظر نیاید، اما انسان‌ها به طور طبیعی مجذوب زیبایی می‌شوند. ما از سه زبان برای ارتباط با مشتریان خود استفاده می‌کنیم؛ یکی زبان کلامی است که همان فن سخنوری است و لازم است فروشندگان و سایر کارکنان با مطالعه و آموزش، گنجینه لغات‌شان را زیاد کنند و با هوش تدبیری بدانند کی بگویند، چه بگویند و چگونه بگویند تا بهترین تاثیر را در مخاطب هدف داشته باشند. دومین زبان، تن گفتار یا همان زبان بدن است. زبان بدن بیشترین تاثیر را در مخاطب دارد. سومین زبان به سازمان مربوط می‌شود که به زبان اندام سازمان معروف است. تمیزی و نظافت و تناسب دفتر کار با بازار هدف، آراستگی اتومبیل‌هایی که به نزد مشتری می‌روند و تیپ ظاهری کارکنان همگی زبان اندام سازمان را شکل می‌دهند. باز هم یادآور می شوم همه چیز با هم تاثیر می‌کنند. لذا نگرش جامعیت‌نگری را همواره مدنظر قرار دهیم.

۵-علم NLP[۲] و کاربرد آن در تغییر نگرش افراد نسبت به اهمیت آراستگی ظاهری

NLP مخفف واژهNero Linguistic Programing  و به معنای برنامه­ریزی عصبی-کلامی ضمیر ناخودآگاه
می­باشد. عبارت NLP مشتمل بر سه کلمه عصبی، زبانی و برنامه­ریزی است که با شرح جزء به جزء این علامت اختصاری، معنای هر بخش آن روشن می­شود.

عصبی: به سیستم عصبی انسان اشاره می­کند. اینکه چگونه از طریق یادآوری و تجسم، حواس پنجگانه­تان را برای تجربه­ی دنیای بیرون و خلق دنیای درونی خود به کار می­گیرید؛ زیرا ما با حواس خود دنیا و مسایل پیرامونمان را درک و در ذهن خودآگاه و ناخودآگاهمان پردازش می­کنیم.

زبانی: زبان وسیله­ی ارتباطی بین انسان­ها است. زبان نوعی ابزار اجتماعی مبادله­ای است که افراد تجربیات، اندوخته­ها، افکار و اندیشه­ها، عادات، ارزش­ها و هنجارهای اجتماعی و فرهنگی خود را به صورت خرد و کلان بدان وسیله انتقال می­دهند. افراد در نحوه­ی استفاده از زبان الگوی خاص خود را دارا می­باشند و این الگوها نحوه نگرش آن­ها را بیان می­کند.

برنامه­ریزی: درست مانند برنامه رایانه است، با این تفاوت که مربوط به مغز انسان می­شود. برنامه­ریزی درباره توالی و سلسله مراتب رفتارهای تکراری ما و این که چگونه در راستای یک هدف اقدام می­کنیم بحث می­کند. این کار از طریق به کارگیری کلام، مدلسازی، تغییر سطوح عصب شناختی و آموزش صورت می­گیرد.

۵-۱-پیدایش NLP و حوزه فعالیت آن

NLP تغییر دانش، بینش، دیدگاه و روش عملکرد می­باشد. این علم ابتدا در دهه ۷۰ میلادی در دانشگاه کالیفرنیا، واقع در سانتاکروز، توسط ریچارد بندلر و جان گریندر به وجود آمد. ریچارد دانشجوی ریاضیات و جان استاد زبان­شناسی دانشگاه بود. ایجاد کنندگان این رویکرد مدعی بودند که بین فرآیند­های عصبی، پردازش­های زبانی و الگوهای رفتاری، ارتباطی وجود دارد که می­تواند از طریق تجربه، برنامه­ریزی کرد و آن­ها را یاد گرفت و به این روش از این رویکرد برای هدف ویژه­ای در زندگی بهره گرفت و حتی به این طریق بتوان مسیر زندگی را تغییر داد. این دو نفر نظرات روان درمانگران برجسته­ی زیر را مورد بررسی و پژوهش قرار دادند:

  • فریتس پرلز، مبدع مکتب روان درمانی گشتالت
  • ویرجینیا ساتیر، روان درمانگر خانواده
  • میلتون اریکسون، از روان درمانگران و هیپنوتیسم درمانگران برجسته عصر حاضر

موفقیت این روان درمانگران، کنجکاوی بندلر و گریندر را برانگیخت و توانستند الگوهای بنیادی و مشابهی را شناسایی کنند که زیربنای کار هر سه روان درمانگر را تشکیل می­داد. سرانجام  NLPبا تکمیل شدن مدل­های اختصاصی رفتارهای برتر، پا به عرصه­ی وجود نهاد. با گذشت زمان، استفاده از ابزارها و تکنیک­های NLP در تمام دنیا رایج گردید و به تمام عرصه­های قابل تصور زندگی قدم گذاشت.

اکنون NLP در مشاوره، آموزش و پرورش، مسائل تربیتی، اختلافات، بهداشت، اورژانس، رشد شخصیتی، اهداف، قانون، ورزش، و تجارت کاربرد دارد.

N.L.P ابزار موثری است برای درمان ترس­های مرضی، اختلالات ایجاد شده پس از ضربه یا سانحه، اضطراب و سایر مشکلات عمده­ای که بر سلامتی و روحیه­ی افراد اثر می­گذارند. همچنین NLP به ما می­آموزد که دامنه انتخاب­هایمان را گسترش دهیم زیرا دنیا همیشه غنی­تر از آن است که ما برداشت می­کنیم.

۵-۲-انعطاف­پذیری در NLP

انعطاف­پذیری یکی از خصوصیات بارزی است که انسان­های موفق از آن برخوردار هستند و بدین معناست که همواره در پی ایجاد تغییرات و ابداع روش­های جدید می­باشند و در کارهایی که انجام می­دهند مرتبا تغییر ایجاد می­کنند تا عاقبت به هدف خود دست یابند. دانستن این نکته ضروری است که راه رسیدن به اهداف همیشه مستقیم و هموار نیست و برای طی این مسیر باید انعطاف­پذیر بود.

۵-۳-برقراری ارتباط سالم و موفق با دیگران

زندگی مستلزم برقراری ارتباط با دیگران است و اطرافیان شما در مسیر رسیدن به اهدافتان نقش دارند. لازمه­ی یک ارتباط سالم و موثر، همسو و همگام شدن با دیگران است. اگر بدانید که چگونه می­توان ارتباطی موثر، سالم و عمیق با دیگران برقرار نمود، به موفقیت­های بیشتری دست خواهید یافت و سریع­تر مسیر رسیدن به اهدافتان را می­پیمایید.

۵-۴-باورها

غالبا افراد موفق در انجام کارهای خود باورهایی دارند که به توانایی­ها و قابلیت­های آنان مربوط می­شود. این باورها گاهی مستقیما با کلمات بیان می­شوند. مثل “من اعتقاد دارم که می­توانم این کار را انجام دهم” یا “من اعتقاد دارم که باید به بهترین نحو ممکن عمل کنم”.

باورها قوانین زندگی هستند که انسان‌ها آن­ها را حقیقت می‌پندارند و ما انسان­ها ماشین اثبات باورهایمان هستیم. آن­ها تفسیرها، تجربیات، شنیده­ها و مشاهدات ما از محیط پیرامونمان هستند و چون حقیقت را نمی‌دانیم، به باورهای خود فرم می‌دهیم در نهایت آن­ها زیربنای رفتارهای ما می­شوند و در افکار و درک ما از مسائل تأثیر گذارند. سیل عظیمی از باورهای اصلی ما در زندگی در دوران کودکی ما شکل گرفته و تا پایان عمر همراه ما و تصمیمات ما خواهند بود. باورها می­توانند مثبت و محرک و همچنین می­توانند منفی و محدود کننده باشند.

۵-۵-باورها و نگرش­های غلط و محدود­کننده نسبت به آراستگی ظاهری و پوشش

همه ما در طول زندگی و از کودکی تا بزرگسالی با جملاتی نظیر “باطن اهمیت دارد نه ظاهر”، “کسی به لباس تو اهمیت نمی­دهد”، “کسی حواسش به لباس دیگران نیست”، “لباس فقط باید راحت باشه”، “این لباس برای جایگاه و شغل تو بیش از حد فاخر هستش” و… درباره لباس و ظاهر روبرو شده­ایم که در بسیاری از موارد به صورت یک اصل و باور برای ما تبدیل شده و در تصمیم­گیری­های ما نسبت به پوشش و ظاهرمان ما را محدود کرده­اند. علاوه بر این متأثر از فرهنگ­های غلط و غالب در جامعه و نبود آموزش و یک فرهنگ غنی و صحیح در این زمینه، همیشه داشتن ظاهری آراسته و درخور را منوط به صرف هزینه بسیار دانسته­ایم. در نتیجه بدون در نظر گرفتن ویژگی اجتماعی بودن آدمی و اینکه ظاهر ما جزئی از ظاهر جامعه می­باشد و ما نسبت به آن مسئول هستیم، پشت باورهای خود پنهان شده و از مسئولیت خود شانه خالی کرده­ایم. با وجود همه این موانع و باورها، ذات کمال­گرا و زیبادوست انسان که نشأت گرفته از خالق همه زیبایی­هاست سبب شده تا هواره و لحظه به لحظه ما در برخورد اول مجذوب انسان­های آراسته و زیبا شویم و پیوسته آن­ها را تحسین کنیم.

انسان همواره سعی بر این دارد که به سلیقه موسیقیایی، چشایی، لامسه و بویایی دیگران احترام گذاشته و بهترین خود را ارئه کند تا حس رضایتمندی و ارتباط موثر با آن­ها را موجب شود. بنابراین احترام به سلیقه بینایی و حس زیبایی­دوستی در انسان­های دیگر می­تواند از جمله مسئولیت­ها و ابزارهای ما برای ایجاد ارتباط موثر با آن­ها باشد.

۵-۶-استفاده از تکنیک­های تغییر باور[۳] و Reframing در رفع باورهای غلط و ایجاد تغییر در نگرش

۵-۶-۱-تکنیک تغییر باور

علم NLP یک علم کاربردی و عملی برای برنامه­ریزی مجدد ضمیر ناخودآگاه می­باشد که این کار را با استفاده از مجموعه تکنیک­های خود انجام می­دهد. یکی از این تکنیک­ها، تکنیک بسیار قدرتمند تغییر باور هستش که همانطور که از اسم این تکنیک پیداست برای شناسایی و ریشه­یابی یک باور غلط و محدودکننده و جایگذین کردن یک باور مثبت و محرک درباره همان موضوع می­باشد. این تکنیک پس از شناسایی باور محدودکننده در شخص مورد نظر، با ایجاد شک و تردید در باور غلط و شکستن آن شروع می­شود[۴]. از آنجایی که بخش زیادی از دلایل انسان­ها برای اهمیت ندادن به آراستگی ظاهر خود ریشه در باورها و تجربیات غلط آن­ها دارد، می­توان با استفاده از این تکنیک کمک قابل توجهی به حل این موضوع کرد.

موضوع آراستگی ظاهری و پوشش هم به مانند سایر مباحث دیگر درگیر تجربیات، باورها، رسوم و برداشت­های اشتباه می­باشد. باورهایی نظیر:

  • داشتن ظاهری آراسته مستلزم هزینه بسیار می­باشد.
  • افراد برای فریب دیگران به ظاهر خود رسیدگی می­کنند.
  • باطن اهمیت دارد و ظاهر مهم نیست.
  • رسیدگی به ظاهر نیاز به زمان زیاد دارد و باعث کمبود زمان می­شود.

و…

که در تکنیک تغییر باور می­توان با پرسش­هایی مانند:

  • آیا کسی را می­شناسید که ظاهر آراسته­ای دارد اما هزینه زیادی برای آن نمی­دهد؟
  • آیا در نزدیکان، دوستان و یا خانواده خود کسی را می­شناسید که ظاهر آراسته­ای دارد اما قصد فریب دیگران را ندارد؟
  • آیا از خاکی که درون زیبا و حاصلخیزی نداشته باشد یک گل یا درخت زیبا و پربار می­روید؟
  • آیا کسی را می­شناسید که با وجود ظاهری آراسته، بسیار منظم و وقت­شناس باشد و از زمان خود به خوبی بهره ببرد؟

در باور شخص ایجاد شک و تردید کرد و در ادامه تکنیک آن را با یک باور مثبت جایگذین کرد.

۵-۶-۲-تکنیک Reframing

در برخی موارد موضوع مورد بحث صرفاً داشتن یک باور اشتباه نیست، بلکه داشتن نگرشی اشتباه درباره موضوعی درست یا یک حقیقت است. بر هیچ یک از انسان­ها پوشیده نیست که خداوند خالق تمام زیبایی­های جهان هستی می­باشد و خود زیبایی را دوست می­دارد. از این رو زیبایی نه تنها بی­اهمیت نیست بلکه بسیار تأثیرگذار و حائز اهمیت می­باشد. وقتی به طبیعت، رنگ­ها، میوه­ها و حتی خود انسان توجه می­کنیم می­بینیم که علی­رغم خواص و زیبایی­های درونی آن­ها، ظاهر بیرونی آن­ها با چه زیبایی و وسواس توصیف نشدنی خلق شده، که همین امر اثبات و دلیل محکمی بر اهمیت زیبایی ظاهری در کنار زیبایی باطن می­باشد. اگر هرکدام از رنگ­ها معنا، مفهوم و تأثیر منحصر به فرد خودش را نداشت چه لزومی به آفرینش این همه تنوع از رنگ­ها وجود داشت؟!

همه این مطالب و بسیاری از موارد دیگر اثباتی بر اهمیت زیبایی و آراستگی ظاهری و نه صرفاً آراستگی ظاهری به تنهایی، بلکه در کنار زیبایی درون هستند. اما با وجود همه این­ها و حس زیبایی دوستی فطری که در وجود همه انسان­ها ریشه دارد برخی از انسان­ها از ظاهربینی و ظاهردوستی آدمیان شکایت دارند و آن را دال بر سطحی­بینی آن­ها می­دانند. که حتی این نگرش هم می­تواند ناشی از یک باور یا تجربه باشد، اما گاهی می­توان در مواردی که زمان کافی برای تغییر باور در شخص نداریم، با یک تکنیک سبک­تر نسبت به تکنیک تغییر باور و به واسطه صحبت با شخص و تغییر نگرش او از طریق تکنیک Reframing[۵] که برای تغییر زاویه دید نسبت به یک موضوع می­باشد، سریعتر و راحت­تر به نتیجه مطلوب برسیم.

برای مثال شخصی دارای کسب و کار که ارائه دهنده یک محصول می­باشد، می­گوید:

  • متأسفانه بسیاری از انسان­ها ظاهربین هستند و فقط به ظاهر توجه می­کنند و کیفیت خدمات و یا محصول را در نظر نمی­گیرند.

با وجود اینکه همین گفتار و نگرش ریشه در باورها و مسائلی دیگر دارد و یا همچنین ممکن است راهی برای نپذیرفتن مسئولیت ایجاد تغییر در ظاهر و یا خدمات خود باشد، می­توان با پیدا کردن دغدغه و نیت مثبتی که در پشت این نگرش وجود دارد، از تکنیک Reframing برای تغییر این نگرش با حفظ پاسخ و تأمین دغدغه آن شخص، استفاده کرد. برای مثال می­توان چنین گفت:

  • بله درست است و حق با شماست. همه انسان­ها ظاهر و زیبایی ظاهری را دوست دارند، بی اختیار جذب آن شده و به آن اهمیت می­دهند. و این حجم زیاد از توجه به ظاهر، به عنوان یک ابزار قدرتمند در دست شماست تا با ایجاد آن در کنار کیفیتی که از آن سخن می­گویید به راحتی در کسب و کار و فروش خدمات و محصولات خود موفق باشید. شاید خیلی منصفانه به نظر نرسد اما در شرایط یکسان وکاملاً برابر، آن کسی که از ظاهر بهتری برخوردار باشد برنده است. زیرا مغز انسان بخش بسیاری از حسنی را که در لحظه ابتدایی با آن مواجه می­شود، بی­اختیار به بخش­های دیگر آن شخص یا کسب و کار تعمیم می­دهد.

۶-نتیجه­ گیری

در این تحقیق سعی بر بیان اهمیت آراستگی ظاهری انسان و محیط آن، و نه صرفاً به تنهایی، بلکه به صورت مکمل و درکنار آراستگی درونی کردیم. در حقیقت این لباس نیست که به تنهایی و به خودی خود اهمیت دارد، بلکه لباس متشکل از رنگ­ها، خطوط، نقاط و حجم­هایی می­باشد که هنگام قرار گرفتن در کنار یکدیگر و همچنین باطن و شخصیت انسانی، معانی و مفاهیم خاص و متفاوتی را در شرایط مختلف به مخاطب انتقال می­دهند. از طرفی هرگز لباس نشانه انسانیت، خوب و یا بد بودن شخص نیست، بلکه اطلاعات زیادی درباره ویژگی­های شخصیتی انسان به مخاطب او می­دهد. چه بسا ممکن است ظاهر شخصی ناشی از بی­نظمی و شلختگی او باشد، اما این به معنی خوب یا بد بودن آن شخص نیست. در واقع لباس ابزاری برای بروز آنچه که در وجود خود نداریم و فریب افکار نیست، بلکه ابزاری برای سریع­تر، بهتر و کاربردی­تر بروز دادن ویژگی­های مناسب شخصیتی به منظور ایجاد یک ارتباط موثر با دیگران و جهان هستی است.

همچنین در کنار این نوشتار به صورت عملی یک جامعه آماری ۸۰ نفری از سطوح و اقشار مختلف جامعه را مورد بررسی قرار دادیم، که با تکیه بر علم NLP و تکنیک­های مختلف آن به خصوص دو تکنیک تغییر باور و Reframing توانستیم تأثیر بسزایی در نگرش و تفکر آن اشخاص نسبت به آراستگی ظاهری و پوشش ایجاد کنیم. تا جایی که تعداد بالایی از این جامعه آماری خواستار برگزاری کلاس آموزشی با موضوع اصول پوشش و آراستگی ظاهری شدند. باشد که با تکیه بر توانایی و استعداد خود در کنار دیگر علوم و جنبه­های دیگر زندگی انسان، سهمی در رشد تعالی انسان­ امروز داشته باشیم.

ظاهر شما، تجلّی درون شماست…

منابع

کتاب:

  1. مخاطب‌شناسی، دنیس مک‌کوایل، مترجم: مهدی منتظرقائم، تهران: انتشارات مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه‌ها. ۱۳۸۵
  2. ارتباط ‌شناسی: ارتباطات انسانی (میان‌فردی، گروهی، جمعی)، مهدی محسنیان‌راد تهران: انتشارات سروش. ۱۳۸۴
  3. آیین خوشتیپی، حشمت­اله و محمد سپهوند، مجتبی صیاد اربابی، تهران: انتشارت آییتا، ۱۳۹۱.

 

سایت:

۱.www.mosbatesabz.co

۲.www.isna.ir

۳.www.hidoctor.ir

[۱]. Information Graphic

[۲]. Nero Linguistic Programing

[۳]. Change Belief

[۴] . به کتاب “تکنیک های عملی NLP” نوشته پروفسور رضا عمرائی رجوع شود

[۵] . به کتاب “تکنیک های عملی NLP” نوشته پروفسور رضا عمرائی رجوع شود

Leave a Reply

دوازده + 5 =