پروپوزال

پروپوزال ندا شریفی

By ۱۳۹۷-۱۰-۱۳ بدون نظر

پروپوزال مربوط به:
nlp دوره ی مستری
مدرس: جناب پروفسور ُعمرایی

۹۶ سال
موضوع تحقیق:
تأثیر کلام و رفتار در دوران کودکی
و ارتباط آن با موفقیت در بزرگسالی

گردآورنده: ندا شریفی

مقدمه:
این تحقیق با استفاده از تجربیات شخصی و مطالعه ی چند کتاب و کلیپ های انگیزشی و موفقیت جمع آوری شده است. – نلسون ماندلا می گوید: اگر می خواهی حقیقت یک جامعه را بشناسی ببین با کودکانشان چگونه رفتار می کنند. – تا حالا خیلی برام پیش آمده که با کودکی روبرو شوم و در برخورد و صحبت با او به این مسئله فکر کنم که چطور بعضی کودکان با سن کَمِشان این همه اطلاعات دارند و یا رفتارهای خیلی جالبی از خودشان نشان می دهند. با خودم می گویم چه می شود که این کودک به این بلوغ و پختگی می رسد و آرزو کنم که کودک من هم به این مرحله برسد. ما به عنوان بزرگترها چگونه با کودکانمان رفتار می کنیم؟ تا چه حد این رفتار ما و nlp حتی کلام ما بر روی آنها اثرگذار است؟ همه ی این سوال ها ذهن مرا مشغول می کرد. زمانیکه با علم nlp آشنا شدم ( =برنامه ریزی عصبی کلامی) و متوجه این مسئله شدم که ما می توانیم ضمیر ناخودآگاه خود را برنامه ریزی کنیم و مسیری که می خواهیم را خودمان انتخاب کنیم و پله به پله برنامه ریزی کنیم. به این فکر کردم که چه عالی می شود که از دوران کودکی روی این هدف کار کرد. به خودم فکر کردم، با آشنا بودم (ویا حداقل پدر و مادر و اطرافیان من با این علم و تأثیرات nlp خودم گفتم اگر من از کودکی با آن آشنایی داشتند) الآن مسیر زندگی من به سمت دیگری بود. شاید هدفمندتر زندگی می کردم و یا به آنچه که الآن در سر دارم رسیده بودم. هرچه پیش می رفتم اشتیاقم برای بررسی این مسئله که چطور می شود از را وارد زندگی او کرد بیشتر می شد. به این صورت تصمیم گرفتم مطالعاتی nlp دوران ابتدایی زندکی انسان ساله داشتم می خواستم که این مطالعات و آموزش ها ۲ در این زمینه انجام دهم و از آنجا که خودم پسری را روی او پیاده کنم که آینده ای فوق العاده در انتظارش باشد. : ستون موفقیت می گوید ۱۲ – آقای جیم ران در کتاب درآمد به ندرت از رشد شخصی بالاتر می رود. یعنی چه؟ این جمله این مفهوم را می رساند که در روند ثروتمند شدن، چند میلیون دلاری که به دست می آورید عالیست ولی خبر عالی تر اینکه کسی که شما در این روند ثروتمند شدن به آن شخص تبدیل می شوید اهمیت بیشتری دارد یعنی شخصیت شما بعد از ثروتمند شدن. در واقع این حرف آقای جیم ران به این معنی
است که فرایند ثروتمند شدن نیازمند این است که ابتدا شما شخصیت کاملی پیدا کنید. از نظر من تمام افراد ثروتمند (نه پولدار) و موفق دارای شخصیتی محکم، مستقل، با اعتماد به نفس، دارای عزت نفس، منظم و … خیلی صفات پسندیده ی دیگر هستند و تقریباً اکثرشان به این مسئله اذعان دارند که اگر پول، ثروت و یا سرمایه ی ما را بگیرند ما مجددا می توانیم به این مرحله از ثروتمندی برسیم و این به نظر من بخاطر شخصیتی است که آنها پیدا کرده اند. حال چگونه می توان از کودکی روی فرزندانمان کار کنیم تا شخصیتی ثروتمند داشته باشند؟ در این زمینه کلیپی از صحبت های آقای دارن هاردی دیدم که خیلی توجه مرا به خود جلب کرد. آقای دارن راز مهم در ثروتمند شدنِ خودش را عنوان می کند. من در ادامه، صحبت های ۲ هاردی در این کلیپ درمورد ایشان را از زبان خودشان مطرح می کنم. – وقتی صحبت از پول درآوردن می شود، دو قانون وجود دارد که من با آنها زندگی می کنم. از شانسِ خوبم، ساله ۱۲ سالم بود یاد گرفتم. فکر کنم که من هم مثل تمام پسر بچه های ۱۲ من هر دوی آنها را وقتی که ی دیگر بودم و در ذهن خودم این رویا را داشتم که روزی صاحب یک فراری قرمز می شوم. پس من دیوارهای اتاق خوابم را با عکسِ فیلم ها و افراد مشهور یا ورزشکاران یا فضای بیرونی پُر نکرده بودم. من چهار پوستر فراری را داشتم همشون قرمز آلبالویی بودند، که روی دیوارهای اتاقم نصب شده بودند. یک روز بعد از مدرسه وارد خانه شدم تا مربی پدرم را ببینم. همکارش در کسب و کار و مربی فوتبال سابقش در دانشگاه، روی پوسترهای قرمز رنگ زیبای من را در اتاقم دیده بود. و وقتی ، صندلی آشپزخانه ی پدرم نشسته بود. مربی وارد شدم از من پرسید :یک فراری! درسته؟ آیا می دانی چگونه باید یکی از آنها را بخری؟ پاسخ دادم: نه .یک ساله ی فریب خورده ی سرد و بی انگیزه. گفت: بهتر است دست به کار شوی اگر یکی از آنها را ۱۲جوان می خواهی . من توضیح دادم که داشتم کار می کردم من چمن چند زمین در خیابان را کوتاه کرده بودم. میخ هایی را که در محل ساخت و ساز ریخته شده بودند به ازای یک پنی جمع کرده بودم. مربی پرسید: خوب، چقدر در هفته دلار. یک جورایی قپی آمدم. مربی با صدای بلند زد زیر خنده، با این حساب ۲۵ در می آوری؟ جواب دادم: جنازه ات هم پشت فرمان آن ماشین نخواهد نشست. لازم است که پول بیشتری بدست آوری و سریعتر . پرسیدم: اما چگونه؟ جمله ی بعدی قانون شماره یک پول درآوردن است. مربی روی میز خم شد و با صدایی که نشان می داد این حرف مهم است گفت: می خواهی سریعتر پول دربیاوری؟ کاری ترسناک پیدا کن که انجام دهی. کاری را پیدا کن که اکثر مردم جرأت انجام دادنش را نداشته باشند .برای کارهای ترسناک، بهای بیشتری پرداخته می شود. همان طور که آن شب روی تختم دراز کشیده بودم، یادم افتاد که یکی از دوستانم در مورد یک مدرسه ی بازرگانی محلی صحبت می کرد که به افرادی نیاز دارد تا در ایستگاه اتوبوس و قطار ها یا در فروشگاه ها بایستند و از مردم کاملا غریبه بخواهد که دریک نظرسنجی شرکت کنند. یک نظرسنجی که آنها نمی خواستند در آن شرکت کنند. نزدیک شدن به افرادی که دوست نداشتند کسی مزاحمشان شود.
فکر کردم که کاملاً ترسناک به نظر می رسد. روز بعد، من در شلوغ ترین ایستگاه اتوبوس در محله مان به ساله که یک لامبورگینی کنتاج می خواست ایستاده بودم. و او آنجا بود تا به من روش کار ۱۶ همراه یک پسر را نشان دهد. ما کل روز را صرف کردیم و سراغ افراد کاملا غریبه رفتیم که ما را هُل دادند، سرمان داد کشیدند و حتی یکی از آنها به ما تُف کرد یا در بهترین حالت طوری تظاهر می کردند که انگار ما حتی وجود هم ساعت من بیشتر از تمام دفعاتی که در ۶ نداریم. به من اعتماد کنید من آن حرف را در نظر گرفتم. در آن نظرسنجی کامل شده داشتم. ۵۶ طول عمرم می خواستم جا بزنم، جا زدم وقتی که شیفت مان تمام شد من دلار درآمد به دست آوردم، بیشتر ۱۱۲ دلار درآمد داشتند من در یک روز ۲ با حساب این که هرکدام از آنها از آن چیزی که در طول یک ماه به دست می آوردم. با عرق ریختن در کوتاه کردن چمن ها و جمع کردن میخ هایی که در محل ساخت و ساز ریخته شده بودند، من عملا می توانستم بوی چرم فراری ام را حس کنم. وقتی که داشتیم به مدرسه ی بازرگانی مان می رفتیم تا آن نظرسنجی ها را با پول نقد معاوضه کنیم، متأسفانه دلار را به پسری که لامبورگینی دوست داشت، ۱۱۲ وقتی که رئیس، شمارش قبض ها را تمام کرد تمام آن داد! وقتی که شوکه شدن و ترس را در صورت من دید توضیح داد که: متأسفم بچه تو امروز داشتی آموزش می دیدی. تو باید چند روز دیگر آموزش ببینی تا پول نقد را بدست آوری. پس من به خانه برگشتم و آن بعد از ظهر وقتی که وارد خانه شدم، در را محکم به هم کوبیدم .یک بار دیگر مربی روی صندلی آشپزخانه نشسته بود. من به او گفتم که چه اتفاقی افتاده است. که کاری ترسناک پیدا کرده ام و سپس آنها تمام پول من را گرفته اند و این که ایده ی او کاملا مسخره بود. وسط این بدخلقی های نوجوانانه بود که مربی دومین قانون پول درآوردن را به من آموخت. او گفت: آموزش دیدن همیشه با ارزش اما چیز با ارزش تری بدست آورده ای. تو یک ، است. او گفت: مطمئناً تو هیچ اسکناسی نداری که نشان دهی بارها و بارها از آن ، مهارت یاد گرفته ای و مهم تر از آن چیزی که امروز در آن ایستگاه اتوبوس آموختی استفاده خواهی کرد و اگر به بکار گرفتن آنها ادامه دهی میلیون ها دلار برای خودت بدست خواهی آورد. به “فروختن به هدفی ، ” “برآمدن از پس اعتراض ها ، ” اندازه ی کافی مطمئنم که “مواجه شدن با عدم پذیرش “استقامت و دوام آوردن” و تمام چیزهایی که در آن اولین ، ” “مهارت مردم داری ، “که در حال حرکت است سالم ۱۵ روز بدون درآمد، آموختم بارها و بارها برای بدست آوردن ثروت استفاده کردم. در نهایت وقتی که بود البته بعد از یک سال برنامه ریزی و بعد از نظرسنجی های بسیار زیاد در کنار ریسک ها و سرمایه گذاری های کارآفرینانه ی ترسناک دیگر، برای خریدن ماشین قرمز زیبایم به اندازه ی کافی پول داشتم. آن ماشین بود. قرمز آلبالویی. خوب فراری نبود اما مطمئناً همان حس و حال را به من می داد. »۷ آر ایکس « یک مزدای آن دو قانون پول درآوردن را به خاطر داشته باشید. : کارهای ترسناک همیشه بهترین درآمدها را خواهند داشت. و منظورم از ترسناک معمولاً این است ۱ شماره این ها ترسناک هستند اما منفعت ، که با عدم پذیرش ها کنار بیایید یا ناامیدی ها و ریسک شکست خوردن شان بیشتر است.
: آموزش دیدن، تحت تعلیم مربی بودن و رشد و موفقیت شخصی همیشه ارزشش را دارد آنها ۲ و شماره ی بذرهایی هستند که یک محصول همیشگی و ابدی برای مابقی عمرتان به شما می دهند. بعد از دیدن این کلیپ مصمم تر شدم برای ادامه ی این راه و اینکه این سوال در ذهن من می آمد که چگونه به فرزندانمون آموزش دهیم که این دوقانون مهم رو که آقای دارن هاردی به آنها اشاره کرد خوب یاد بگیرند و بتوانند به یک شخصیت ثروتمند تبدیل شوند. در ادامه بررسی هایی انجام داده ام که چگونه این دو خصلت را در کودکان نهادینه کنیم: . – کارهای ترسناک انجام دهید ۱ – چطور می شود کودک را آماده کرد که قدرت ریسک پذیری بالایی داشته باشد. محققان می گویند تنها درصد آن اکتسابی است. پس ۸۰-۹۰ درصد ویژگی ریسک پذیری مربوط به عوامل وراثتی است و ۲۰ تا ۱۰ این خبر خوبی است. * سه عامل موثر در میزان قدرت ریسک پذیری: – آشنایی با خطرات و عواقب هر رفتار ۳ – اعتماد به نفس ۲ – دادن حق انتخاب به کودک ۱

– دادن حق انتخاب: می توانیم از انتخاب های کوچک شروع کنیم، مانند انتخاب لباس، انتخاب غذا و یا ۱ حتی انتخاب محل بازی و اجازه دهیم خود کودک انتخاب کند و همیشه بداند که حق انتخاب دارد. – اعتماد به نفس: اعتماد به نفس موضوع خیلی مهمی است و داشتن این ویژگی می تواند در زندگی هر ۲ فردی تأثیر به سزایی داشته باشد. ما اگر به کودکمان مرتب بگوییم که تو می توانی و در مسیر انجام یک هدف (حتی می تواند یک بازی ساده باشد) او را تشویق کنیم و به تلاشش امتیاز دهیم می توان روی اعتماد به نفس او کار کرد و همچنین در جمع اجازه ی صحبت کردن به او بدهیم و موفقیت های کوچک و بزرگش را جشن بگیریم و در واقع به طور کلی توانایی های او را ببینیم و تقویت کنیم. – آشنایی با خطرات و عواقب رفتارها: ۳ خیلی برای من پیش آمده که کودکی را ببینم که اصرار داشته باشد دست به کار خطرناک بزند. مثالی می زنم: یک کودک اصرار دارد که به یک فنجان چای داغ دست بزند و هرچه بزرگترها گوشزد می کنند و او را از خطر دست زدن به آن با خبر می کنند این کودک کوتاه نمی آید و بالاخره با هر ترفندی به این فنجان دست می زند و تنها این زمان است که متوجه می شود که این خطری که بزرگترها از آن حرف می زنند چیست . پس گاهی می توان با نظارت خودمان اجازه دهیم کودکان با خطرات و عواقب کارهایشان رو برو شوند و لزوما این درست نیست که همیشه آنها را از تجربه کردن محروم کنیم و تبدیل به یک کودک ترسو کنیم.
ویژگی را در کنار هم قرار دهیم یعنی یک فرد بداند حق انتخاب دارد، اعتماد به نفس ۳ در نتیجه وقتی این لازم را هم دارد و با عواقب انتخاب ها و رفتارها هم آشنایی دارد پس می توان گفت قدرت ریسک پذیری را داراست. و قادر است با آگاهی نسبی ای دست به کارهای بزرگ و ترسناک بزند.

اما قانون دوم: آموزش دیدن می توان از کودکی فضایی را برای کودک فراهم کرد که در معرض آموزش های مختلف قرار گیرد و اجازه دهیم خودش به تأثیر آموزش بر روی نحوه ی عملکرد خودش پی ببرد. وقتی به او نشان دهیم که زمانی که تحت آموزشی قرار می گیرد و یک کار را بهتر انجام می دهد کار تمام است. وقتی آگاهانه در کنار او باشیم و آموزش های لازم را در هر زمینه ای که لازم باشد به کودک خود بدهیم و سپس اجازه دهیم خودش به جلو برود و از این آموزش ها استفاده کند در واقع کودک می آموزد که خودش توانایی پیاده کردن آموزش هایی را که یاد گرفته دارد و به اهمیت وجود آموزش در زندگی پی می برد.همچنین زمانیکه اجازه دهیم گاهی وقت ها خودش راه را پیدا کند و تجربه کند، درک می کند که در مسیر زندگی اش خودش به تنهایی نیز قادر است آموزش هایی را کسب کند و نکته ی دیگر هم این است که اهمیت کتابخوانی را هم باید از دوران کودکی برای کودک مشخص کنیم تا بداند که می تواند از کتاب هم کمک بگیرد. درکنار همه ی این موضوعات نباید فراموش کنیم که به فرزندمان آموزش دهیم که بعد از تمام این ویژگی ها باید پشتکار داشته باشد تا بتواند به هدف خود برسد. ویل دورانت زیبا می گوید: نهادینه کردن هر ویژگی اخلاقی مثبت میسر نمی شود جز با تکرار و تکرار و پشتکار و این نیز منجر می شود به تربیت مجدد خودمان. یعنی باید به این نکته مهم توجه داشته باشیم که زمانی که تصمیم گرفته ایم به کودک خود این آموزش های لازم را بدهیم تا بتواند در آینده به یک فرد موفق تبدیل شود، خودمان را نیز تحت تعلیم این آموزش ها قرار داده ایم و ما نیز می توانیم به این موفقیت برسیم. و درواقع خودمان را از نو برنامه ریزی می کنیم . وچه زیباتر اینکه: کودکان آئینه ی ما هستند. به امید روزی که موفقیت کودکانمان را جشن بگیریم.

منابع:
ستون موفقیت جیم ران ۱۲ – کتاب ۱
– کتاب اثر مرکب دارن هاردی ۲
– اینترنت ۳
– کلیپ های آموزشی آقای دارن هاردی ۴
nlp – علم ۵

Leave a Reply

2 × یک =